تبلیغات
وبلاگی از شما و برای ح س یــــــــــ ن - داری به تل نزدیک میشوی
 
وبلاگی از شما و برای ح س یــــــــــ ن
از روی تل دلم حرمت دیده می شود...
درباره وبلاگ


در سالروز ضربت خوردن امیرالمومنین حضرت علی(ع) بر آن شدیم تا وبلاگی متفاوت ایجاد کنیم.در این وبلاگ که حاصل تلاش جمعی از برو بچه های حضرت مادر است تلاش داریم تا موجبات رضایت امام عصر ارواحنا فدا را بدست آورده و با مطالب مفید مذهبی و علمی گامی کوچک در راستای ظهور ایشان برداریم.

مدیر وبلاگ : گمنام
نویسندگان
سه شنبه چهاردهم آبانماه سال 1392 :: نویسنده : گمنام

 

سلام

و دیگر جز ارزوی دل شکسته و اه سوزناک و چشمان بارانی هیچ!

قاصدکی از بهشت امد و روی دستم نشست سلام خدا را رساند و گفت: سخنان اربابت را از مدینه تا کربلا شنیده ای؟

از قبل انگار جوابم را می دانست،یک نه! و یک آه بزرگ که قاصدک را دوباره به اسمان رساند!

در هوا خندید و گفت یک آه دیگر مرا به تو رسانده بود...

برایت گل میکارم و خودت هم برو دنبال گل هایی از لبان مبارک و محترم ارباب و  مخاطب همه را خودت بدان!

چون اگر آقایت می فرماید ابوهرم تو را خوانده اگر گفته طرماح با تو بوده و اگر فرمودن حر تو را ازاد خواسته...

امشب کاروان حسینمان نزدیک کربلا هستند اما هنوز به کربلا نرسیدند.

در منزل ((قصر بن مقاتل )) و در اواخر شب ، امام دستور داد جوانان مشكها را پر از آب كردند و به سوى منزل بعدى حركت نمودند،

 به هنگامى كه قافله در حركت بود صداى امام به گوش رسید كه كلمه استرجاع را مكرر بر زبان مى راند

 ((اِنّا للّه وَانَّا اِلیهِ راجِعُونَ وَالحَمدُللّه ربِّالعالمین ))

حضرت على اكبر فرزند دلیر و شجاع آن حضرت از انگیزه این استرجاع سؤ ال نمود.امام این چنین پاسخ داد:

  من سرم را به زین اسب گذاشته بودم كه خواب خفیفى بر چشمم مسلط شد، در این موقع صداى هاتفى به گوشم رسید كه مى گفت : این جمعیت در این هنگام شب در حركتند مرگ نیز در تعقیب آنهاست و براى من معلوم گردید كه این ، خبر مرگ ماست.

حضرت على اكبر عرضه داشت :خدا حادثه بدى پیش نیاورد مگر ما برحق نیستیم ؟

امام فرمود:بلى به خدا سوگند كه ما بجز در راه حق قدم برنمى داریم.

على اكبر عرضه داشت : اگر بناست در راه حق بمیریم ترسى از مرگ نداریم.

امام در این هنگام او را دعا نمود و چنین فرمود:((خداوند براى تو بهترین پاداش فرزندى را عنایت كند)).

چایی روضه:

*خدا کند زینب نشنود این حرف ها را...


*انجاهایی را که خط کشیدم اتفاقیست! منظور خاصی نداشتم...

شاید شب دهم که دوباره بخوانی،

این خط ها باشند که برسانند دست ما را به دامن اقاجانمان

 





نوع مطلب : کربلا نوشت، منبر، دل نوشته، ائمه اطهار علیها سلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه چهاردهم آبانماه سال 1392 ساعت 09 و 25 دقیقه و 18 ثانیه
سلام این مطالب وبلاگت رو خودت مینویسی؟ خوشحال میشم باهات تبادل لینک داشته باشم . این میتونه آغاز یه همکاری جدید باشه
گمنام سلام میگن ما تایپ مییکنیم
متشکرم ما تمایلی به تبادل لینک نداریم
یا حسین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :