تبلیغات
وبلاگی از شما و برای ح س یــــــــــ ن - نوشی از زمزم مقدسه
 
وبلاگی از شما و برای ح س یــــــــــ ن
از روی تل دلم حرمت دیده می شود...
درباره وبلاگ


در سالروز ضربت خوردن امیرالمومنین حضرت علی(ع) بر آن شدیم تا وبلاگی متفاوت ایجاد کنیم.در این وبلاگ که حاصل تلاش جمعی از برو بچه های حضرت مادر است تلاش داریم تا موجبات رضایت امام عصر ارواحنا فدا را بدست آورده و با مطالب مفید مذهبی و علمی گامی کوچک در راستای ظهور ایشان برداریم.

مدیر وبلاگ : گمنام
نویسندگان
شنبه هجدهم آبانماه سال 1392 :: نویسنده : گمنام

 

خواسته بودم ننویسم در محرم اما رزق است و دیگرعسل را نمی شود نپذیرفت

 میگفت چشمی که اشک نداشته باشد بلا زده شده ، یک جای کارش میلنگد

 میرزا جواد آقا در کتاب شریف المراقبات میگوید : بر هر یک از دوستان ولایت و وفادار و مومن به خدای بلند مرتبه و رسول اکرم سزاوار است که در دهه ی اول محرم تغییر حال دهد و قلب و صورت او از آثار اندوه برای مصائب بزرگی که بر آن خاندان پاک پیش آمده است دیده شود و ناچار برخی از خوشی ها را از خوردن و نوشیدن و حتی خواب و سخن گفتم را  کم کند...... وقتی دریا یکی باشد چقدر قطره ها شبیه هم میشوند. میگفتم چقدر امسال ما هم شبیه میرزا جواد آقا فکر میکردیم

درگوش نوشت: حاج خانوم به من میگفت : نمی دانم چرا توروزه میگیری و من تشنه ام و تشنه تر میشوم...

شاید نمیدانست او روزه بوده تا من آب بخورم و حالا همه چیز من از اوست

میگویم اگر اشک نداری برو دامن بی بی جانمان را بگیر . دیشب همه اش وسط روضه بی بی و دو پرستوی مهاجرش هر چه مداح روضه میخواند فقط همین یک جمله در ذهنم نقش بسته بود. بی بی جان شما که راز پریدن را به دو پرستویت آموختی بیا به جان مادر قد کمانت سند راهی شدن ما را هم از اربابمان بگیر  هر چه ناله میزنیم مولامان بارمان نمی دهد

 اصلا امسال بد جور محرممان زینبی شده و دلم ساکن زینبه شده. همانجا روی بلندی که دلت را پر میدهد تا خدا

میخواستم بگویمت اگر چشمانت برای قطره ای اشک دارد با جانت بازی میکند امسال مولا یک میانبر به دلم انداخته. بعد زیارت عاشورا و قبل سلام به ارباب شهیدمان سر نخ روضه را میدهم به صاحب واقعی روضه و آقای بیقرارمان. فرموده بود خود را مخاطب قرار دهی خوب بده . اصلا گمان کن که خود مولا دارد برایت روضه میخواند. فقط آماده باش گاهی اوقات با خود میگویم خاک عالم بر سر این دل که با شنیدن این روضه از جا کنده نمیشود چرا کنده نمیشود

قطره ای زمزم مقدسه :

و سلام بر لبهای خشکیده ، سلام بر جانهای بلا دیده ، سلام بر روحهای از بدن رها شده ، سلام بر پیکر های عریان شده ، سلام بر جسم های رنگ پریده ، سلام بر خونهای جاری شده

  این خودش خواست بیاد پس رزقش بوده:

 نام ما را ننویسید، بخوانید فقط
سر این سفره گدا را بنشانید فقط

آمدم در بزنم، در نزنم می میرم
من اگر در زدم این بار نرانید فقط

میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست
چند لحظه بغل سفره بمانید فقط

کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی
فقط از دست گناهم برهانید… فقط

حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام
مادرم را به عزایم ننشانید فقط

صبح محشر به جهنم ببریدم اما
پیش انظار گنهکار نخوانید فقط

پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم
گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط

حقمان است ولی جان اباعبدالله
محضر فاطمه ما را نکشانید فقط

سمت آتش ببری یا نبری خود دانی
من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط

گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما
دست ما را به محرم برسانید فقط

 

 

 





نوع مطلب : کربلا نوشت، منبر، قرآن ، خدا، شعر، دل نوشته، ائمه اطهار علیها سلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :